حسين مروج
516
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
باشد . در عرف فقيهان ، مقصود از آن معتق ( آزاد كنندهء برده ) مىباشد . موارد استعمال : زوج و زوجه نصف و ربع تركه مىبرند و باقى به منعم مىرسد . شرح لمعه ، كتاب ارث منفرد - تنها ، يكّه . در فقه ، كسى است كه نماز را بهطور انفرادى و بدون شركت در نماز جماعت مىخواند . موارد استعمال : منفرد در اثناء نماز نيت اقتدا نمىتواند بكند . تحرير الوسيله ، كتاب صلات منفوس - بچهاى كه تازه از مادر متولد شده باشد . موارد استعمال : منفوس ارث نمىبرد مگر اينكه صدايى از او شنيده شود . طلبة الطلبه ؛ مجمع البحرين منقّلة - پوستهايى كه در روى استخوان ديده مىشود . قاموس فقهى در عرف فقها ، 1 ) جراحتى را گويند كه احتياج داشته باشد بر اينكه استخوان در آن از جايى به جاى ديگر منتقل شود . 2 ) جراحتى است كه در اثر شكستن استخوان از آن استخوانهاى كوچك بيرون آيد . موارد استعمال : ديهء جراحت منقله پانزده شتر است . من لا يحترم ماله - كسى است كه مال او از نظر شرع محترم نيست و حق ندارد در مال خود تصرف نمايد مانند كافر حربى . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه موارد استعمال : سرقت از مال « من لا يحترم ماله » موجب قطع نمىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود من لا يصلح للتّملك - كسى كه صلاحيت تملك ندارد ، مانند محرم كه به قصد تملك شكار مىنمايد . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه موارد استعمال : بودن اثر در روى پرندهء شكار شده دليل نمىشود بر اينكه قبلا مالك داشته به علت اينكه ممكن است اثر از من لا يصلح للتملك باشد . شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه منى - محلى است كه در نزديكى مكهء معظمه ، حجاج ايام تشريق را در آنجا مىگذرانند و به علت اينكه خون حيوانات در آنجا ريخته مىشود منى ناميده شده . موارد استعمال : يكى از مناسك منى حلق است . شرح لمعه ، كتاب حج منىّ - گرد و غبار ضعيف و بريده بريده و پراكنده . در عرف فقها ، آبى را گويند كه از آلت مرد و يا زن به صورت غليظ و جهنده خارج مىشود و پس از خروج شهوت دفع مىشود و اولاد از آن به وجود مىآيد . مستمسك عروة الوثقى ؛ مجمع البحرين موارد استعمال : يكى از نجاسات منى مىباشد . شرح لمعه ، كتاب طهارت منيحة - شترى كه به عنوان بخشش و عطا داده مىشود . معجم لغة الفقهاء